زمان انتشار: ۱۳۹۷ شنبه ۱۸ اسفند ساعت 09:19 تاریخ بروزرسانی : ۱۳۹۷/۱۲/۱۸ ساعت 13:45    تعداد بازدید: 155    کد مطلب: 76211

فرزانه زنگیان
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت!


اسفند در عرف جامعۀ ایرانی، ماه عجیبی شده است! در حالی که به آغاز فصل بهار و سبز شدن زمین و روییدن  دوبارۀ گلها نزدیک می شویم، اضطراب و عجله ای همه گیر ما را مبتلا می کند. انگار همۀ آن چه که در طول یک سال بر زمین مانده، باید در همین مجال آخر به پایان برسد!
اما اسفند امسال علاوه بر این ویژگی های دیگری نیز دارد. مشکلات معیشتی و اقتصادی بیش از پیش بر زندگی مردم سایه افکنده و به دنبال آن سفره ها کوچکتر و قدرت خرید مردم کمتر شده است.
در اسفند امسال از خریدکفش و لباس نو، آجیل و ماهی سفید شب عید و برنامه ریزی برای سفرهای نوروزی آنچنان خبری نیست و روزگار به قناعت و ساده زیستی بیشتری می گذرد.
« چرا! » این واژه ممکن است ذهن بسیاری از ما را به خود مشغول بدارد. چرا معیشت مان تنگ شده؟ چرا اوضاع اقتصادی اینگونه رقم خوردهاست؟ چرا به این جا رسیده ایم و چراهای دیگر که به دنبال پاسخ های در خور هستند.
اما این نوشتار به دنبال واکاوی این چراها و یافتن پاسخ برای آن ها نیست  که این وادی صاحب نظران و کارشناسان خود را می طلبد.
بیایید امروز با کمک هم طرحی نو دراندازیم و دریک همایش مجازی و  هم اندیشی جانانه با هم فکر کنیم و به چند سوال پاسخ دهیم!
این که در حال حاضر و با توجه به شرایط موجود وظیفۀ تک تک ما چیست؟ چگونه می توانیم به مصداق «بنی آدم اعضای یکدیگرند» به یکدیگر کمک کرده و پشتگرمی بدهیم، چطور باید هوای هم را داشته باشیم  و در تعاملات جمعی جامعه ای که تحت فشار اقتصادی است، احساس امنیت اجتماعی و روانی برای دیگران و خودمان به وجود آوریم؟
تاثیر گذار ترین راهکار در این فرآیند، رعایت انصاف و مروت در روابط انسانی و اجتماعی توسط تک تک ماست. ما ملتی با پیشینه ای غنی از کرامت، نوع دوستی، سخاوت و معرفت هستیم و  در وجود همۀ ما این خصلت های والا ریشه دار است.
ما مردمی هستیم که  عمدتا در بزنگاه های حساس تاریخی از فردیت خود به خاطرجمع صرف نظر کرده و منافع جمعی را بر منافع خصوصی ترجیح داده ایم.
در این برهۀ زمانی با ویژگی های خاص سیاسی، اقتصادی و اجتماعی موجود در آن، شاید دوباره به یکی از پیچ های سخت تاریخی خود رسیده ایم. قطعاً آیندگان در بارۀ واکنش های این روزهای ما به قضاوت خواهند نشست و داوری مان خواهند کرد. پس به قاعده رفتار کنیم.
سوال دیگر اینکه ما (به عنوان واحدهای سازندۀ کلیت جامعه) چرا همیشه می گوییم وظیفۀ دولت، وظیفۀ مسئولان، وظیفۀ اجتماع، وظیفۀ دیگران، وظیفۀ طرف مقابل من چیست ؟ چرا برای همه وظیفه تعریف می کنیم غیر از خودمان ؟ اگر چه اینها همه مسئولیت دارند و به جای خود باید پاسخگو باشند.
اما چرا هرگز نمی گوییم «مسئولیت من»! و چرا از خود نمی پرسیم وظیفۀ من در این شرایط خطیر چیست؟ من باید چگونه رفتار کنم که فضای جامعه تلطیف شده و باری بر دوش همنوعی سبک تر شود؟
آیا همیشه  تحلیل ها و تئوری های پیچیده و تو در توی جامعه شناسی و روانشناسی و رفتارشناسی لازم است تا ما قانون مندی های جامعه را درک کرده و گامی به جلو بگذاریم ؟شاید به سادگی و با دقت بیشتر در رفتار روزانه بتوان تغییرات بزرگی ایجاد کرد!

مثلا صبح وقتی بیدار می شویم و دیده بر جهان می گشاییم با وجود همۀ مشکلاتی که افتاده است و همه می دانیم با خود چند قرار بگذاریم:
امروزباید دلی را شاد کنم، امروز باید به یک نفر کمک کنم، امروز باید به درد دل دردمندی فقط گوش بدهم حتی اگر نتوانم به وی یاری برسانم، امروز باید هر آن چه را بر دیگری نمی پسندم برخود نپسندم، امروز اگر می توانم قرض کوچکی به دوست نیازمندی بدهم، امروز اگر توانستم به عیادت بیماری بروم یا داروی مورد نیازش را تهیه کنم، امروز با دوستانم در محل کار خوش رو باشم، امروز برای همسرم یک شاخه گل بخرم، امروز سری به پدر و مادرم بزنم و چند تا لطیفه برایشان بگویم تا بخندند!
یا اینکه امروز باید اطرافیانم را بیشتر از دیروز دوست بدارم،  امروز سعی کنم عصبانی نشوم و با کسی تندی نکنم، امروز تلاش کنم راننده، معلم، کارگر، کاسب، کارمند، مدیر، مهندس و پزشک مهربان تر و منصف تری باشم، امروزبه خودم قول بدهم که حتی یک دروغ کوچک نگویم، با دیگران صادق و یکرنگ باشم، امروز تلاش کنم زندگی را برای خود و اطرافیانم دلپذیرترکنم!
اصلا این روزها که نزدیک آغاز سال نو و دم عید است و زمستان می رود و بهار کم کم رخ می نماید من هم به نوبت خود تلاش کنم تا دیگران خوشحال تر شوند و حس بهتری داشته باشند و نوروز زیباتری را تجربه کنند.
حتما همۀ ما چنین تلاش هایی داشته ایم و باید داشته باشیم! چرا که خوشحالی و خوشبختی جمع به سرعت در زندگی تک تک افراد جامعه منعکس می شود و همچنین حس خوشبختی فردی نیز در میان جمع خوشبخت معنا پیدا می کند. پس فرصت دوستی و محبت و یاری رساندن به یکدیگر را غنیمت بشماریم.
شاید با همین راهکارهای ساده و به نظر دم دستی و پیش پا افتاده توانستیم روزهای بهتری را برای خود و جامعه مان  رقم بزنیم و آرامش بیشتری داشته باشیم. آیا به امتحان کردنش نمی ارزد؟

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد!

ارتباط مستقیم در فضای مجازی با سرپرست سازمان تامین اجتماعی
به صفحه اینستاگرام سازمان تامین اجتماعی بپیوندید
کلید واژه
 

ارسال نظر
۱۰۰
captcha